راهنمای معامله گر

ابزار معاملاتی

سید مهدی پارچینی­ گفت: راه اندازی معاملات قرارداد‌های آتی سبد سهام، با استقبال سرمایه گذاران همراه شد، به طوریکه در ­۱۶ روز کاری ارزش معاملات آن از ۱۰۰ میلیارد ریال عبور کرده است.

اهميت ابزارهای اوليه معاملاتی

در برخی از مقالات آموزشی ام درباره ابزارهای معاملاتی «اولیه» و ابزارهای معاملاتی «ثانویه» مطالبی نوشته ام. همچنین به این نكته اشاره كرده ام كه وجود ابزار بیشتر در «جعبه ابزار معاملاتی» یك معامله گر، امكان موفقیت در یك معامله را افزایش می دهد. در این مقاله بر یكی از اصلی ترین ابزارهای معاملاتی و در حقیقت یكی ابزار معاملاتی از كاراترین آن ها یعنی خط روند تمركز كرده ام.

در ابتدا بهتر است یاد آوری كنم كه ابزارهای معاملاتی «اولیه» عبارتند از الگوهای نمودار مانند الگوی مثلثی، نقطه اوج دوتایی، نقطه حداقل دوتایی، الگوی سر و شانه ها، پرچم ها و غیره و همچنین خطوط روند. تحلیل های فاندامنتال را نیز جزو ابزار معاملاتی اولیه می دانم. به نظر من ابزار معاملاتی «ثانویه» عبارتند از شاخص های تكنیكالی كه با كامپیوتر ساخته می شوند، مانند میانگین های متحرك، Slow Stochastic، MAC، RSI، DMI و غیره. حجم و نقطه باز شدن پوزیشن نیز در دسته شاخص های ثانویه قرار می گیرند.

من بر این باورم ابزار معاملاتی كه معامله گران فیوچرز و ارز و سهام هنوز هم می توانند بدون كمك كامپیوتر در كار خود موفق شوند. دو تن از مشهورترین و موفق ترین معامله گران جس لیورمور و ریچارد ویكاف هیچ گاه از كامپیوتر استفاده نكردند. خود من در ابتدای فعالیتم در بازار كامپیوتری ابزار معاملاتی در اختیار نداشتم كه RSI یا DMI یا میانگین متحرك را در اختیار من بگذارد.
من تنها یك نمودار هفتگی را هر هفته با پست دریافت می كردم. نمودار بازاری كه در آن معامله می كردم را در اختیار داشتم و نقاط اوج و نقاط حداقل روزانه و نقاط بسته شدن بازار را در نمودار میله ای روزانه مشخص می كردم و با مداد و خط كش خطوط روند را رسم می كردم. برای معاملات بلند مدت تر ماهانه و هفتگی نمودارهایی را در اختیار داشتم كه هر سه ماه یك بار برایم ارسال می شد.

مطمئنم هنوز معامله گرانی هستند كه از خدمات ارسال نمودار استفاده می كنند و با این حال در كار خود موفق اند. بی شك سیر تكاملی معامله با كامپیوتر و نرم افزارهای رسم نمودار در پانزده سال گذشته، تحلیل های فنی را بسیار سهل تر كرده است. اما نكته ای كه می خواهم بگویم این است كه با وجود اینكه كامپیوترها، كار تحلیل تكنیكال و رسم ویژگی های نمودار را آسان تر كرده اند، در موفقیت در معاملات تاثیری نداشته اند.

در اوایل دهه 1990، «شبكه های عصبی» (شبكه های كامپیوتری كه از داده ها و برنامه ها و بر مبنای عملكرد عصبی انسان ساخته شده بودند) كلمه ای بود كه دائم در بازار تبادلات به گوش می رسید. مقالات مجلات مختلف به تشریح عجایب استفاده از «هوش مصنوعی» كه همه امور معاملاتی را برای فرد انجام می دادند، می پرداختند. این موج آمد و گذشت و حالا، بازگشت به روش های اصلی معامله صورت پذیرفته است. (بسیاری از ما در طول آن دوره نیز همین روش قدیمی را معتبر می دانستیم.)

پیش از آنكه به سراغ خطوط روند بروم می خواهم داستان كوتاهی را درباره این وسایل كامپیوتری برایتان نقل كنم، همین وسایل كامپوتری كه مثل شاخص های كامپیوتری زنگ می زنند و سوت می كشند. این وسایل ابزار معاملاتی من را به یاد گیره های جدیدی می اندازند كه در كریسمس یك سال هدیه گرفته بودم. این گیره ها به دلیل داشتن ابزارهای برقی شگفت انگیزی قیمت بسیار بالایی دارند. اما در واقع هر بار كه من می خواهم پیچی را سفت یا مهره ای را شل كنم، به سراغ جعبه ابزار محبوب قدیمی ام می روم و یك آچار یا گیره قدیمی بر می دارم و با آن كار می كنم. در معامله آچارها و گیره های قدیمی من، الگوهای نموداری هستند كه شما می توانید (حتی با دست) آن ها را روی نمودار رسم كنید.

حالا به سراغ خط روند می روم. من در ادامه گفته های یكی از تحلیل گران موفق و باسابقه با نام جان جی. مورفی را درباره خط روند آورده ام. او در كتاب خود با عنوان «تحلیل تكنیكال در بازارهای فیوچرز» در این باره می گوید: «بی شك درباره اهمیت معامله با استفاده از روندهای اصلی گزافه گویی نشده است. خطر اهمیت بیش از حد قائل شدن برای نوسانگرها، معامله گران تازه كار را ترغیب می كند كه به معامله برخلاف روند روی بیاورند. این كار، در اكثر موارد پرهزینه و ناراحت كننده خواهد بود. نوسانگر، همانند گذشته، تنها یك ابزار معاملاتی در میان دیگر ابزارها است و در تحلیل های پایه خط روند، باید به عنوان یك عامل كمكی استفاده شود، نه یك عامل تعیین كننده.»

روش های متنوعی برای رسم خط روند وجود دارد و و اقعیت این است ابزار معاملاتی كه قوانین بسیار دقیقی بر این كار حاكم نیست. این كار نیز مانند بیشتر كارهایی كه در تحلیل تكنیكال صورت می گیرد، بیشتر یك هنر است تا یك علم. زمانی كه یك خط روند صعودی رسم می كنید، ابزار معاملاتی یك خط مستقیم از روی نقاط اوج روند صعودی غالب می كشید. توجه به این نكته حائز اهمیت است كه هر چه تعداد نقاط اوج و یا نقاط حداقل بازگشتی در خط روند بیشتر باشد، خط روند قوی تر است.

قانونی كه برای تعیین پایان خط روند از آن استفاده می كنم این است كه نرخ ها سطوح رزیستنس ها یا ساپورت های خط روند را می كنند و در آن زمان است كه باید منتظر نقاط قوت و نقاط ضعف در جلسه بعدی معامله بود. در هر حال، توجه داشته باشید كه اگر نرخ با روندی قوی از خط روند بالاتر یا پایین تر رفت، این خط روند به پایان رسیده است و به دیدن نشانه ای دیگر برای تایید این امر نیاز نیست.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا